جمال الدين محمد الخوانساري
26
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
7319 للكلام آفات . جزاى سخنگفتن آفتها باشد يعنى آفتها باشد كه بر آن مترتّب مىگردد ، پس كسى كه خواهد سخن گويد بايد كه نيكو تأمّل كند در آن كه ضررى بر آن مترتّب نشود ، وممكن است كه مراد اين باشد كه از براي سخن گفتن آفتها باشد كه مانع از آن شود مثل تقيه وخوف ، پس اگر كسى در مقامي كه حقّ خود را بيند كه ديگرى مىبرد سخنى نگويد اين دليل اين نمىشود كه آن حقّ أو نباشد ، وهمچنين در نظاير آن . 7320 للمتكلّم أوقات . از براي سخنگو اوقاتيست ، يعنى أوقات مختلفي است بسبب جمعيت خاطر وغير آن از أسباب پس اگر از بليغ كاملى گاهى كلامي صادر شود كه موافق رتبهء أو در بلاغت نباشد أو را معذور بايد داشت گاه باشد كه وقت أو چنان وقتي باشد كه مقتضى آن باشد . 7321 للباغى صرعة . از براي باغي افتادنيست ، يعنى عاقبت از براي أو افتادنى باشد عظيم در بلا وخفت ونكبت در دنيا يا عذاب وعقاب در آخرت يا هر دو ، ومراد به « باغي » ستمگر است يا متكبر وسركش ، يا هر كه از حقّ عدول كرده باشد ، يا دروغگو ، ومعنى آخر بقرينهء مقابله با فقرهء بعد اگر هر دو را با هم فرموده باشند ظاهرترست ، واگر چنان نباشد يكى از معاني ديگر ، چه استعمال « باغي » در آنها شايعترست . 7322 للصّدق نجعة . از براي راستى راحتى است ، يعنى هرگاه كسى سخنى را راست گفته باشد أو را راحتى باشد عظيم باعتبار اين كه خوف آن ندارد كه خلاف آن ظاهر شود وخجل